45

25 خرداد 1392 هم گذشت و من نتونستم چیزی بنویسم. 25 خرداد روز تولد وبلاگه. خیلی دوست داشتم یه چیزی بنویسم درباره اش. دوست داشتم بنویسم چون نوشتن وبلاگ احساس خیلی خوبی بهم بده و می خواستم بگم چه احساس بهم میده. می خواستم یه خورده هم در مورد روزهای خوب زندگی حرف بزنم اما نشد چون این روزها خیلی سرم شلوغه. 

روزهای عمر یکی پس از دیگری می گذرن و هیچ کدوم مون نمی تونیم همه شون رو به خاطر بیاریم اما مسلماَ بعضی هاشون رو خوب به خاطر میاریم. بقیه روزهای زندگی رو بیشتر به این خاطر مصرف می کنیم که به این روزهای خاص برسیم. بعضی هامون روزهای بیشتری رو برای رسیدن به این روزهای خاص مصرف می کنیم و بعضی هامون روزهای کمتری رو مصرف می کنیم. 

سال 80 یا 81 بود که یه پیرمرد رو استخدام کرده بودیم تا چک ها رو برامون نقد کنه. بنده خدا یه روز یه چک 500 هزارتومنی رو گم کرده بود. روز بعد که چک پیدا شد برامون تعریف کرد که "دیروز وقتی خونه می رفتم اینقدر داشتم با خودم فکر می کردم با چک چی کار کردم و کجا گذاشتمش که از سر کوچه خونه مون رد شدم و دوباره از منطقه آبشار (تقریباَ 10 کیلومتر بعد از کوچه خونه شون) دور زدم و برگشتم". اون روز چقدر بهش خندیدیم. کلی هم دست انداختیمش. همین چند روز پیش خودم در حالیکه داشتم به یه موضوع فکر می کردم تقریباَ 1 کیلومتر از کوچه خونه مون رد شدم. زندگی بدجوری بی رحم شده. (اینکه فقط در مورد افغانی ها بی رحم شده یا در مورد تمام مردم رو نمی دونم). اون بنده خدا توی پنجاه و چند سالگی اون قدر گرفتار مشکلات زندگی شده بود که از سر کوچه خونه شون رد شده بود و من توی 29 سالگی. می ترسم چند سال دیگه بچه های 14 و 15 ساله از سر کوچه شون رد بشن و برن در حالیکه به حوادث زندگی شون فکر می کنن. 

وقتی یه نفر حتی بهتر از خودت می دونه کی ناراحت هستی و کی شاد. کی خودت هستی و کی سرخورده. وقتی یکی مثل شیر وایستاده تا ازت محافظت کنه. باید خیلی به خودت و بهش بنازی. 

/ 5 نظر / 28 بازدید
پرشکوه

خوش به حالت که چنین آدمی تو زندگیت هست خیلی ادمها دوست دارند چنین ادمی تو زندگیشون باشه. درباره مشکلات و فراموشی بگم روز به روز مشکلات پبچیده تر میشه و برای همین فراموشی بیشتر به سراغ ما میاد. راستی تولد وبلاگتون هم مبارک

ند نیک

برای در مسیر رفت و امد همیشه همینجوره. یکی از دلایل رانندگی نکردنم. میگذارم فرمون دست یکی دیگه و خودم غرق میشم در افکارم. اگه چنین نفری تو زندگیت پیدا کردی که عالیه

نگارنده

25 خرداد امسال برای ما ایرانی ها خیلی روز به یاد موندنیی بود .. سالگرد وبلاگت مبارک چنین آدمی رو پیدا کردی، برو جلو مستقیم لپش رو ماچ کن .... [نیشخند]

آفو

قبل تر ها نوشته هات خيلي انسجام بيشتري داشت . حالا با اين كه ميدانم پري از گفتن اما ترجيح ميدهي نوشته هايت همين رومه هايي باشد كه مدت هاست خودت را با نوشتن آنها مشغول كرده اي ... چرا گريز ميزني از خودت وقتي كه ميدانم ميتواني ...

آفو

من يادم رفت تيك خصوصي رو بزنم