47

1. خیلی حرف دارم واسه نوشتن. خیلی گله دارم، از خودم، از آدم های اطرافم، از کسانی که خودم هم باور نمی کنم امروز ازشون گله دارم.

2. یه قصه رو تعریف می کنم اصلاً هم قصد بی ادبی ندارم ولی خب چون عین این قصه گاهی اوقات در یه قالب دیگه واسه مون پیش میاد خواستم تعریف کنم. نمی گم همه افغانی ها ولی اکثر ما افغانی ها یه عادت بد داریم و اونم اینه که وقتی می خوایم به یکی فحش بدیم به خانومش، خواهرش یا مادرش فحش می دیم. یه روز توی یه جمعی بودیم که دو تا پسر عمو هم توی جمع مون بودن. این دو تا پسر عمو با هم بحث شون شد و این یکی (مثلاً احمد) به خانم اون یکی (مثلاً رضا) فحش داد. پسردایی رضا که اونجا نشسته بود بهش گفت تو هم به خانوم خودش فحش بده اگه چیزی گفت ما دو نفریم، می زنیمش. رضا یه حرف خیلی جالب زد. گفت نمیشه آخه خانومش خواهر خودمه. 

3. توی زندگی واقعی هم گاهی اوقات زورت به حریف می رسه، می تونی فحشش بدی، می تونی بزنیش، می تونی نابودش کنی .... ولی فحش نمی دی، نمی زنی، نابودش نمی کنی آخه نمی شه، آخه جزئی از خودته. اما حریف فحش میده، بی رحمانه می زنه، با قساوت تمام می خواد نابودت کنه آخه نمی دونه که جزئی از توست.

4. توی زندگی واقعی گاهی اوقات هم سناریو یه جورای دیگه ست. تصور کن وقتی از برادرت، خواهرت، مادرت یا پدرت در مقابل تو به عنوان یه سپر استفاده می کنن. تو سپری نداری که استفاده کنی اما اون یه عزیزی از تو رو داره که به جای سپر ازش استفاده کنه. می دونی ... هر از چند گاهی با سرعت از پشت سپر (اون عزیزت) بیرون میاد و یه ضربه کاری بهت می زنه ....... تو هم می تونی بهش حمله کنی، تو هم می تونی ضربه های کاری بزنی ولی اول باید سپرش رو از بین ببری و این به همون دلیل که گفتم برات مقدور نیست. باید بایستی و ضربه های گاه و بیگاهش رو تحمل کنی با اون لبخند موزیانه ای که بر لب داره.

5. دردناک ترین قسمت این قصه اون موقعیه که این سپر گاهی سلاح و حامی طرف هم باشه. گاهی با همین سپر بهت حمله کنه و گاهی هم همین سپر با خواست خودش از طرف حمایت کنه. تویی که به حرمت این سپر به فکر حمله کردن هم نیافتادی حالا دستی دستی می بینی که سپر داره بهت خیانت می کنه ولی تو هنوز هم فقط می تونی نگاهش کنی و ضربه ها رو تحمل کنی. هنوز هم از مرزهای احترام و دوستی خارج نمی شی و صبورانه ضربه ها رو تحمل می کنی. می دونی که یه روزی این ضربه ها از پا می اندازه تو رو. اما ..... چه می شه کرد؟ اون روز که از پا میافتی، سپر و حریف هر دو بهت می خندن بدون اینکه اون همه احترام و محبت و دوستی تو رو به خاطر داشته باشن. شاید هم به تمسخر بگیرن همه این ها رو .....

6. این روزها یه تصمیم مهم واسه گرفتن دارم. تصمیمی که چند سال اخیر زندگی ام و سال های آینده زندگی ام رو تحت تاثیر قرار میده. باید از بین دو گزینه رفتن و موندن یکی رو انتخاب کنم. اگه برم باید همه زحماتی رو که توی این چند سال کشیدم بر باد رفته تصور کنم و اگه بمونم هیچ تصویری از آینده ندارم. دعا کنین بهترین تصمیم رو بگیرم.

/ 11 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساره دخترافغان

از این قصه ها بین ما افغانها و ایرانی ها زیاد اتفاق افتاده نمیدانم علتش چی هست!! فکر کن اگه بری به اینچیزا میرسی و اینچیزا رو از دست میدی و اگر بمونی به اینچیزا میرسی و اینارو از دست میدی ضرر و شکست تو کدومش بیشتر هست کدوم راه سخت تر !! مقایسه کن ایشاالله که بهترین تصمیم رو میگری!!

پرشکوه

گاهی پیش میاد ادم نمی دونه چطور عکس العمل به خرج بده چون هر کاری بکنه به عزیزانش ضربه میزنه که دل نداره یه خار تو پاشون بره. در این مواقع باید فقط صبر کرد.

ند نیک

اول دعا کنم بهترین تصمیم بگیری. اما این فحش دادنها جزئی از فرهنگمون شده. حتی تو شوخیها هم میاد. و لزوما در عصبانیت نیس

×بانــو!

یه بار پسر خاله م داشت به پسر داییم از همین فحشای میداد و گفت عمه ته! پسر داییم گفت عمه م میشه مامان تو... :| قشنگ میفهمم چی میگی منم همچین بلایی سرم اومد که تصمیم گرفتم از ایران برم، حالا نمیدونم منظورت از رفتن دقیقا کجا بود... ولی امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری

وطندارا

سلام.خوبید ?!? ناگهانی اومدم وبت ولی از مطالبت خیلی خوشم اومد.فحش?چیزیه که اینروزها. بچه‌های کوچیک از نوزادی یاد میگیرن ولی کو راه حل? در ضمن یه چیزی خوشا به یادت که تو خاک وطنی و به دور از همه غربتها. والا ما مهاجرا که وضعمان اینه; دور افتاده‌ام دور ز هر خویش و کسم. در ملک مسافری برای نفسم سوادی دل شکسته ام این باشد به خاک عزیز خود رسم یا نرسم.[ناراحت]

ساره دخترافغان

شاید من هنوز به درک حرف های شما نرسیدم ولی پی خواهم برد و هنوز شاید خیلی عقب هستم از همه چی به هر حال ممنونم بابت تمام حرف هایتان اگر هم از بعضی حرفای بی قصد من ناراحت شدید معذرت میخوام امیدوارم این آمدن ، اومدن آخرتون نباشه .

آرا

این عادت زشتیه که متأسفانه هیچ‌وقت از بین نمی‌ره. این کارو که می‌کنن بیش‌تر آدم می‌شکنه و ناراحت می‌شه، بیش‌تر از کاری که انجام دادن.

شاه بلوط

. توی زندگی واقعی هم گاهی اوقات زورت به حریف می رسه، می تونی فحشش بدی، می تونی بزنیش، می تونی نابودش کنی .... ولی فحش نمی دی، نمی زنی، نابودش نمی کنی آخه نمی شه، آخه جزئی از خودته. اما حریف فحش میده، بی رحمانه می زنه، با قساوت تمام می خواد نابودت کنه آخه نمی دونه که جزئی از توست. چقدر این قشنگه امیدوارم بهترین ها در انتظارت باشه... و درسترین تصمیم رو بگیری

شبنم

عجب دنیای عجیبیه... یه چیزی رو امشب متوجه شدم اگه برگشتید بهتون میگم. شک ندارم تجب میکنید.دنیا خیلی کوچیکه فقط یه چیزی... چه زود دیر میشو.