40

یه روزی (یعنی تا همین دیشب) فکر می کردم هر آدمی قبل از زن و مرد بودن یه آدمه. فکر می کردم زن و مرد بودن یعنی فقط همون چیزه. فکر می کردم هر آدمی در درون خودش هم زنه و هم مرد. منظورم اینه که مثلاً‌ من نیمه زنانه ای داشتم که سال ها تنها می موند و بالاخره یه زن دیگه رو پیدا می کرد تا باهاش باشه و از تنهایی دربیاد و یه نیمه مردانه که دوستان زیادی داشت. 

اعتقادی هم به قلم مردونه و قلم زنونه. احساس مردونه و احساس زنونه و غیره نداشتم. 

اما از دیشب تا حالا به این نتیجه رسیدم که بعضی چیزها هست که مردها نمی فهمن (به دلیل مرد بودن و نیمه زنانه ای هم وجود نداره) و بعضی چیزها هم هست که زنا نمی فهمن (به دلیل زن بودن و نیمه مردانه ای هم وجود نداره). از دیشب تا حالا توی این فکرم که کاش یه دوست از جنس مرد می بود تا می گفتم و می گفتم و می گفتم. 

بی ربط نوشت: 

لطفاً فکر نکنید آدمک یه آدمیه که فقط مشکلاتش رو توی وبلاگش می نویسه. آره من هم زندگی ام تلفیقی از خوشی و غم هاست اما این وبلاگ یه جورایی سنگ صبورمه. 

/ 7 نظر / 9 بازدید
بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید. www.blogdir.ir

پرشکوه

چه اتفاق مردانه ای افتاده که زنها نمی فهمن؟ چه چیزی اینفدر خشمگینت کرده که یه سنگ صبور می خواین.

ستاره ی درخشان afg

سلام چطور شد که به این نتیجه رسیدی؟ یعنی چی باعث شد اعتقادات یه پسر 28 ساله یهو عوض شد؟

فروردین دُخت

منم همینجوری فکر میکردم همیشه... همیشه دوست همجنس آدم خیلی بهمون کمک میکنه و میتونه به آدم نزدیک تر بشه فقط آدم باید بدونه که به کی میتونه اعتماد کنه... چقدر خلاصه مینویسیم جدیداً... کاش بگیم شاید تو تجربیات هم شریک شیم... راحت باش...

hadi

منم مکث شما وبلاگم سنگ صبورمه اما بیشتر مطالب طنز مینویسم که مثلا مام خوشیم به یه سر بزن

ساقی

............... خووب می فهممش... وقتی دردش بیشتر است که زن باشی و بین زن ها یک مرد شنیدن پیدا نکنی....