42

پیام کوتاه و ساده بود "احتمال حمله مسلحانه به دفتر شما وجود داره. عکس های لازم برای حمله به ساختمان دفتر شما رو دارن. یه راه خروج اضطراری برای خودتون تعبیه کنین" 

همه این کارها رو کردم. خارجی های دفتر ترسیدن. زیاد. صبح ها دیر دفتر میان و بعد از ظهرها هم زود خونه برمی گردن. کارمندان افغانی دفتر هم ترسیدن همه اش از همین موضوع صحبت می کنن ولی من نترسیدم. 

به عنوان مدیر دفتر راه خروج اضطراری رو درست کردم. دفتر دوبی رو هم از موضوع مطلع کردم. شیشه های دفتر رو هم یه نوع پلاستیک نامرئی زدیم تا در صورت انفجار، پاشیده نشن و با پاشیده شدن کسی رو مجروح نکنن. دفتر معاون وزیر هم کد ورودی رو عوض کرده و به ما نمیده. یه نفر هست که هر وقت ما می خوایم داخل بیایم کد رو وارد می کنه و ما وارد می شیم. چند تایی هم گارد مسلح از ریاست امنیت ملی آوردن. خود معاون وزیر هم سعی می کنه کمتر تو دفتر باشه. تمهیدات امنیتی دروازه اصلی وزارت هم بیشتر شده. منظورم اینه که موضوع به نظر جدی میاد. 

اما امروز به این فکر افتادم که چرا نترسیدم؟ چند ماه پیش که توی وزارت معادن کار می کردم همه ترسم این بود که مبادا توی راهی که می رم یه بمب منفجر بشه و فاتحه (اون مسیر خیلی مسیر خطرناکیه و بیشتر بمب هایی که توی کابل منفجر می شن توی همون حوالی منفجر می شن). ولی حالا چه اتفاقی افتاده که نترسیدم؟ این یعنی اینکه از آینده زندگی خودم ناامیدم؟ این یعنی اینکه خسته شدم؟ یعنی هیچ آرزویی ندارم که از نرسیدن بهش بترسم؟ یعنی هیچ برنامه ای واسه آینده ندارم که در آرزوی اجرا کردنش باشم؟ 

چه مرگمه من؟‌

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفو

لطفا نگو زندگي رو دوست نداري .

tecton

وای یعنی چی آدمک؟!

ساقی

رسیدید به امکان یک پرنده شدن! ... غبطه خوردم... * نگاه تازه ای می خواهد که دل آدم با اسم مرگ نلرزد...... التماس نور

سماء

حکیم؟!!!خودتی؟؟؟تو برگشتی و سماء نبوده؟!!! کی دوباره دست به قلم شدی تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!چرا بی خبر؟؟؟؟!!

ندا

واااااااااااای انتظار داشتم آخر پستت نوشته باشی این یه خواب بد بود و از خواب پریدم! واقعیت بود یعنی؟

ساره

زیاد غصه نخور الان همه حالشون همینجوریه!!

me

مه هم همیشه به فکر امی حالات هستم، بریت گفتم همیشه محتاط باش و همیشه مواظب خود باش! انشالله که چیزی نمیشه! چطور؟

ند نیک

سلام فکر میکنم جواب سوالاتت بله باشه

ستاره ی درخشان afg

دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشید واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید نقش لبخندرا بر چهره ی زیبایت خواهم پاشید تا برایت پیام شادباشی بنویسم نوروز مبارک[گل][گل][گل]

پرشکوه

سلام به قول فردوسی: همه ساله بخت تو پیروز باد همه روزگار تو نوروز باد سال نو مبارک